محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
323
آثار عجم ( فارسى )
بيان اين مطلب : از منفذ ميان دو ستون كه داخل دخمه مىشوند ، عرصهاى است به مقدار 10 ذرع طول و 10 ذرع عرض ؛ علاوه بر اين فضا نيز 3 صفّه دارد كه سقف آن صفّهها ، طاق مانند است ، مثل دخمهء سابق الذّكر ؛ و در هر طاقى ، 2 قبر در سنگ حفر نمودهاند ، مثل حوض - به همان تفصيل كه سابقا در دخمهء اوّل ذكر نموديم - و اين 6 مقبره طول هر يك 2 ذرع و عرض آنها يك ذرع است . اين معنى بسيار منافات دارد با نسبتى كه مردم حاليه به مردمان قديم مىدهند در بلندى قد و قامت و اغراقات بىاندازه ؛ و حال اينكه مقبرههاى مذكوره ، گواهى بر حدّ قامتهاى آن مردمان مىدهند ؛ از اين گذشته ، بعض از درها كه در عمارات تخت جمشيد است ، شاهد بر اين مدّعاست . بلى ؛ شايد قدرى بلندتر و قوى هيكلتر و سطبرتر « 1 » از ماها بودهاند . بالجمله ، بر سر اين قبور نيز ، سنگهاى عظيمهء مربّع مستطيل كه طرفى مسطّح و طرفى محدّب « 2 » است ، بوده ، بعينه ، مثل سنگهايى كه بر سر دو قبر دخمهء اوّل ، كه ذكر شد ؛ و اين 6 سنگ را نيز شكسته و بر انداختهاند ؛ و در اين دخمهها و مقبرهها نيز اثرى از خاك جسد آن سلاطين هم نيست ؛ معلوم بود كه بعض از احشامات كه در آن حوالى آمده ، مسكن كرده بودند ، گوسفندهاى خود را در آن دخمه ، جاى داده و آنجا را مربض « 3 » قرار دادهاند [ 186 f ] ؛ بر جاى بدنهايى كه سرا پا غرقهء جواهر گرانبها بودند . الحال جز زبل « 4 » گوسفند و خاشاك ، چيزى مشاهده نمىشود ؛ سبحان الّذى لا يدوم الّا ملكه و سلطانه . به جدران « 5 » آن دخمه ، بعض اشخاص آمده ، چيزى نوشته بودند كه بعض از آن نوشتهها ، كلمات نفيسه بود ؛ قدرى از آنها را در اينجا مىنويسم ، لعّل سلاطين جبابره و مردمان متكبّره را تنبيهى باشد ؛ آمين يا ربّ العالمين . به ديوارى چند سطر بود و در آخرش نوشته بودند اين كلمات از درّهء نادرى نوشته شد ؛ اين است آن چند سطر : اين من ادّخروا عتفر و جمع المال على المال فاكثر « 6 » ؛ اگر جم است و اگر جاماسپ ، كه
--> ( 1 ) . به كسر اوّل و فتح ثانى ، معرّب ستبر است كه به معنى غليظ و گنده است . ( 2 ) . گذشت كه به معنى گوژپشت است . ( 3 ) . بر وزن مجلس ، جاى گوسفندان را گويند . ( 4 ) . به كسر اوّل ، به معنى سرگين است . ( 5 ) . به ضمّ اوّل ، جمع جدر ؛ به فتح اوّل است به معنى ديو [ ار ] ( 6 ) . كجايند كسانى كه ذخيره كردند و پنهان نمودند يعنى گنج و مال را ؛ و جمع نمودند مال را بر سر مال ؛ پس زيادتى كردند .